العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )

45

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )

مختصر شده و مقصود از شىء حق ثابت است و از لا شىء باطل نابود و بسا شىء بمعنى مشيء باشد يعنى وابسته بمشيت و حق چنين است . دلام بيان لا شىء است و در غالب اخبار كنايه از عمر آمده براى تقيه و بسا به آن سابقى او هم گفته شده براى اينكه سياه چرده بودند يا سياه دل بكفر و نفاق يا آفاق را بستم و فتنه خود سياه كردند . در قاموس ( ج 4 ص 13 ) گفته : دلام چون سحاب سياهى يا سياه ، و در نهايه است كه در حديث است امير شما مردى دراز و ادلم است : ادلم سياه دراز است و از آنست حديث : پس آمد مردى ادلم و اجازه ورود بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را خواست . گفته شد او عمر بن خطابست پايان و اين دلالت دارد كه كنايه بعمر انسب است و قرش بمعنى قطع است و جمع و در وجه نامگذارى قريش چند قول است و ذكرشان فائده ندارد . لانه عرب عنا يعنى درست سخن كند بخاطر ما يا سخن گويد از ما و نام ما را بلند كند . لانه تفرس في الاسماء : تفرس وارسى و انديشه و حدس درست در امور است و مقصود اينست كه عجمهائى را كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ستوده هر عجمى نيست بلكه اهل دين و يقين از آنها است چون سلمان ، و تفرس در اسماء انديشه در ايمان و نفاق است و مانند آنها چون تقوى و فسق و اختيار ايمان و تقوى يا انديشه در اينكه ايمان چه معنا دارد و بر چه فرقه بايد گفت و آنگه برگزيند آنچه به حق ايمانست و اطلاق ايمان بر آن درست است و خلاصه تدبر و انديشه كند در دلائل و براهين قرآن و سنت و عقل و بهتر عقيده كه دليل دارد برگزيند . در نهايه : در حديث است كه بپرهيزيد از فراست مؤمن زيرا بنور خدا مينگرد و اين دو معنا دارد يكى ظاهر حديث كه خدا در دل اوليائش الهام كند و بنوعى كرامت احوال مردم را بدانند و گمان و حدس آنها درست باشد ، و دوم آموزش از دلائل و